غریزه خودنمایی و تبرج

حجاب و تبرج

منظور از غریزه خودنمایی و تبرّج، جلوه گری و دلبری کردن برای تصاحب قلب دیگری است. کلمه تبرّج که در قرآن آمده، از کلمه «برج» گرفته شده و به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است؛ همان طور که برج قلعه برای همه هویداست. در مورد این موضوع، سه نکته را باید توضیح داد:

 اختصاص این غریزه به زن

یکی از ویژگی های مهم زنان، خصیصه تبرّج و خودنمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد. قرآن در دو آیه از آیات حجاب، از تبرّج و خودنمایی زنان صحبت و آن را به محیط خانواده محدود کرده است. در یک آیه می فرماید:« و لا تبرّجنَ تبرُج الجاهلیه الاولی»(2)یعنی ای زنان!(در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید؛ مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین. در آیه دیگری هم می فرماید:« غیرَ متبرجاتٍ بزینهٍ»(3). یعنی زنان، (در برابر نامحرمان) با زینت ها و آرایش هایشان خودنمایی نکنند.
قرآن در این آیات، فقط زنان را از تبرج و خودنمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه های جنسی خود در برابر نامحرم نهی کرده و از تبرّج مردان سخنی نگفته است. از ظاهر این مطلب فهمیده می شود که غریزه خودنمایی و تبرّج، از ویژگی های خاص زنان است و در مردان وجود ندارد. به همین دلیل پوشش و حجاب تنها بر زنان واجب شده است.
شهید مطهری درباره آثار این غریزه و نیز اختصاص آن به زنان می نویسد:
اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی؛ همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن،‌ زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی، از این نوع حس شکارچی گری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود، می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسیر کند. لهذا انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.(4)

حجاب و تبرج
امام علی علیه السلام می فرماید:« خُلقتِ المراهُ من الرجالِ و انّ ما همُّها فی الرجال»(5). خداوند زنان را از سرشت مردان آفرید، از این روی تمام همّت خود را در جذب مردان و نزدیک شدن به آن ها صرف می کنند. بنابراین اصل وجود غریزه خودنمایی در زن، مورد تأیید منابع اسلامی است. اما در مورد کارکرد این غریزه در زنان می توان گفت وجود این غریزه، برای متمایل کردن مرد- جنس مذکر- به زن- جنس مؤنث- است تا بدین وسیله، مقدمات ازدواج و زندگی مشترک را بین آنان فراهم کند؛ چنان که در دیگر جانداران نیز این ویژگی در جنس ماده وجود دارد.
درباره غریزه خودنمایی و تبرّج، غیر از منابع اسلامی،‌ برخی از دانشمندان نیز مطالب جالبی دارند. خانم جینا لمبروزو روان شناس معروف ایتالیایی در این باره می گوید:
در زن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، مورد پسند بودن و مایه خرسند شدن بسیار شدید است.
او در جای دیگری می گوید:
یکی از تمایلات عمیق و آرزوهای اساسی زن آن است که در چشم دیگران اثری مطلوب بخشیده و به وسیله حسن قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات، خوش آهنگی صدا، طرز تکلم و بالاخره شیوه خرام خود، مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آن ها را تحریک نموده و روحشان را مجذوب سازد
همچنین درباره تأثیر غریزه خودآرایی و تبرّج در زندگی زنان نوشته است:
میل به جلب دیگران، بزرگترین و مهم ترین محرّک زندگانی زن محسوب می شود.
ویل دورانت نیز درباره آثار غریزه تبرّج زن گوید:
زن میل دارد بیشتر مطلوب باشد نه طالب، و به همین جهت، در ارج گذاری و تقدیر آن جاذبه هایی که مایه تشدید میل مرد است، استاد است
بنابراین اصل وجود این غریزه و اختصاص آن به زن در بین دانشمندان پذیرفته شده است.

لزوم قانونمندی غریزه خودنمایی

غریزه خودنمایی و خودآرایی مانند دیگر غرایز آدمی، نیازمند قانونمندی و کنترل است؛ یعنی باید از افراط و تفریط در آن پرهیز شود؛ زیرا کنترل نکردن این غریزه، چه از جهت افراط و چه از جهت تفریط، ‌برای زن زیان بخش است و سلامت او را به خطر می اندازد. از این روی در دین اسلام برای این غریزه حد و حدود ویژه ای تعیین شده است و همان طور که آزادی بی حد و حصر آن ممنوع و برای کنترل آن، حجاب واجب شده، بی توجهی به آن نیز مذموم است. به همین دلیل در برخی روایات، آرایش کردن برای زنان ضرورت تلقی شده و بی توجهی به آن که به معنای نادیده گرفتن غریزه خودآرایی است، نکوهش می شود.
اهمیت به زینت کردن و آرایش زنان به حدی است که پوشش بعضی از لباس ها مثل ابریشم و طلا به علت خاصیت زیبایی شان مخصوص زنان شده است. امام باقر علیه السلام می فرماید:« جعلَ اللهُ الذّهب فی الدنیا زینه النساءِ فحرّم علی الرجال لُبسهُ» خداوند طلا را در دنیا زینت زن قرار داد و بر مردان حرام کرد. در برخی روایات آمده که ائمه اطهار علیهم السلام زنانشان را با طلا و نقره زینت می کردند و بر این کار اصرار داشتند از روایات دیگری که از اهمیت اسلام به ‌آرایش و تجمّل برای زن خبر می دهد، حدیثی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است که حتی به زنانی که شوهران نابینا دارند، دستور می دهند خود را با بوی خوش و حنا آرایش کنند.

«قال الصادقُ علیه السلام: سُئل رسول الله صلی الله علیه و آله: ما زینهُ المراهِ للاعمی؟ قال: الطیبُ و الخضابُ فانّهُ من طیبِ النسمه» امام صادق علیه السلام فرمود: از رسول خدا سؤال شد: زن چگونه برای شوهر نابینا آرایش کند؟ فرمود: با به کار بردن عطر و خضاب کردن، که نوعی بوی خوش است.

تبرج و دین اسلام

اگر دین اسلام از تبرّج و خودنمایی زن برای نامحرم نهی کرده، در عوض به او دستور داده است در صورتی که در دیدگان نامحرم نباشد، حتماً تبرّج و خودنمایی داشته باشد، به ویژه اگر در کنار شوهرش باشد؛ چنان که در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مورد ویژگی های بهترین زن نقل شده است که فرمودند:« الوَدودُ العفیفهُ، العزیزهُ فی اهلها، الذلیلهُ مع بعلها، المتبرّجهُ مع زوجها…»(23). یعنی بهترین زنان شما زنی بسیار بامحبت، عفیف و پاک دامن است که، نزد اقوامش عزیز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد و برای او خودآرایی و تبرّج کند. در این حدیث دقیقاً به همان تبرّجی که قرآن آن را برای زن در مقابل نامحرم ممنوع کرده، در برابر به شوهر سفارش شده است.
بنابراین، دین اسلام غریزه خودنمایی و تبرّج زن را نادیده نگرفته، بلکه به آن اهمیت هم داده است و تلاش کرده زنان افزون بر دارا شدن زیبایی درونی و اخلاقی، از نظر ظاهری هم جذّاب و زیبا باشند؛ زیرا توجه به آرایش و زیبایی ظاهری، نه تنها پاسخی منطقی و صحیح به اقتضای طبیعی و غریزی آنان در جلوه گری و جلب توجه دیگران است، بلکه سبب می شود زن شادتر و با نشاط تر باشد و از این راه، شادابی و نشاط را به زندگی خانواده اش نیز وارد کند؛ چرا که یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی در پی به وجد آورد و خود نیز از این راه به شوق آید.

در نتیجه، کوشش زن در جذاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن این که نیاز طبیعی زن به خودنمایی و تبرّج را ارضا می کند، وی را از جلوه گری و خودنمایی برای مردان نامحرم نیز بی نیاز می دارد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده که حقیقتاً به او عشق می ورزد و در دوستی اش وفادار است. به این ترتیب، هم نیاز غریزی او به آرایش و تجمّل برطرف می شود و هم از آفت ها و انحراف های عشق آزاد رهایی می یابد.
خانم لمبروزو در این مورد سخن زیبایی دارد:
بدون شک منشأ حجب و حیای زن را در عشق و علاقه می توان یافت؛ چه این که زن وقتی مرد را به خویش علاقه مند و خود را نسبت به او متمایل دید، منظور اصلی خودنمایی و جلوه گری از بین می رود و چون توسعه محیط اجتماعی زن فقط به منظور تمرکز تمایلات درونی او به شخص واحد است، هنگامی که در این راه توفیق یافت، دیگر احتیاجی به آلات فریبنده و مصنوعی نخواهد داشت. چنانچه مشاهده می شود زنانی که به شوهر و اطفال خود علاقه مند هستند، به کلی از این عوالم دور و برکنار می باشند و اگر زنی دیده می شود که این شیوه را پیشه خود قرار داده است، فقط به این جهت است که پاسخ احساسات درونی خویش را نزد همسر خود نیافته است؛ زیرا وقتی که زن علاقه مند گردید، دیگر حاضر بلکه قادر به جلب توجه دیگران نخواهد بود.(24)

 افراط در غریزه خودنمایی و تبرّج

همان طور که بی توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج برای زن زیان بخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چارچوب حجاب نیز زیان بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می اندازد. این مطلب دقیقاً مانند این است که بگوییم غذا خوردن برای سلامت ضرورت دارد، اما زیاده روی و رعایت نکردن قانون غذا خوردن مضر است. در ارضای نیازهای روانی نیز باید اعتدال را رعایت کرد؛ زیرا هرگونه زیاده روی در آن، باعث از دست رفتن انرژی روانی انسان می شود و سلامت روانی او را مختل می سازد.

البته تفاوتی که در ارضای نیازهای روانی، مثل نیاز به خودنمایی و تبرّج در زن، با نیازهای جسمانی مثل نیاز به غذا خوردن وجود دارد، این است که این گونه نیازها سیری ناپذیر است و اگر انسان در ارضای آن حد افراط را پیش بگیرد،‌ نه تنها نیاز او برطرف نمی شود، بلکه روز به روز تشنه تر شده و تمام فکر و ذهن او را به خود مشغول می کند. در ارضای نیاز به خودآرایی و خودنمایی هم همین مطلب وجود دارد؛ یعنی اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط کند، کم کم به حدی می رسد که بیمارگونه به تجمّل و آرایش می پردازد و هیچ گاه احساس ارضا و سیری نمی کند.
شهید مطهری در این باره می نویسد:
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصّی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر اعم از مرد و زن در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود، و از طرفی تقاضای نامحدود، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد.
وست کوت(1986)در نقد نظریه کارن هورنایکه معتقد بود زنان باید با خارج شدن از خانه و به عهده گرفتن کارهای مختلف در مشاغل گوناگون، هویت خود را بیابند، می نویسد:
زنان امروزی ما بین نیاز به جلب توجه مردان و دنبال کردن اهداف شخصی خود، گیر افتادند؛ به همین جهت رفتارهای متضادی از خود نشان می دهند. گاهی اغواگر و پرخاشگر و گاهی مؤدب و گاهی جاه طلب می شوند. زنان امروز بین کار و عشق، دو پاره شدند و در نتیجه، هیچ کدام آن ها را ارضا نمی کند.
در کتاب روح زن پس از این که می نویسد: زن طوری آفریده شده تا وابسته به یک مرد باشد و فقط برای او طنّازی و عشوه گری کند؛ به همین سبب اگر تکیه گاهش را نیابد و به تجمل و جلوه گری خود ادامه دهد، دوام نخواهد آورد و نابود می شود، آمده است:
زن همچون بوته نیلوفری است که طالب چوب خشک یا دیوار لخت و عریانی است تا آن را از گل و سبزه بپوشاند. اگر چنین چوب و دیواری نیابد، خشک و نابود خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *